چند روزی است بحث انتقال پتروشیمی جهرم و چند شهر دیگر فارس به سر زبان ها افتاده آیا این موضوع محقق میشود؟

به گزارش پایگاه خبری چهره جهرم، دکتر جعفر قادری اقتصاددان و نماینده ادوار مجلس یکی از مهم‌ترین دست‌آوردهای نظام برای استان فارس درزمینهٔ نفت، گاز و پتروشیمی، تصویب به‌کارگیری ظرفیت‌های نفتی و گازی استان در درون این استان بوده است. بر اساس مصوبات موجود در دولت‌های گذشته بنابراین بوده که واحدهای تفکیک متان، اتان، بوتان، پروپان و میعانات گازی پالایشگاه پارسیان -یعنی بزرگ‌ترین پالایشگاه فارس- در درون همین استان احداث و با استفاده از واحدهای پائین‌دستی و زنجیره هرکدام از مشتقات این فرآورده‌ها، حداقل هفت شهرستان استان فارس از مواهب احداث این واحدها بهره‌مند شوند. در این راستا یک واحد اتان گیری برای شهرستان مهر، یک واحد تولید اتیلن برای فیروزآباد و چهار واحد تولید پلی‌اتیلن برای شهرستان‌های فسا، جهرم، داراب و استهبان و تعدادی واحدهای مرتبط با بوتان و پروپان برای شهرستان لامرد مصوب شد.

چهارساله دولت یازدهم را در شرایطی به پایان می‌بریم که زمینه اشتغال و درآمد جدیدی درزمینهٔ بزرگ‌ترین مزیت فارس که نفت، گاز و پتروشیمی است، در فارس فراهم نشده است و یکی از بهترین فرصت‌های درآمدی و شغلی این استان در حال خروج از استان است.

انتقال واحد تولیدی جداکننده این پنج فرآورده مشتق از گاز خام از کنار پالایشگاه پارسیان در شهرستان مهر به عسلویه و سپس زمزمه انتقال واحد اتیلن فیروزآباد به کنار ساحل و در ادامه زمزمه انتقال واحدهای پلی‌اتیلن فسا، جهرم، فیروزآباد و استهبان به یکی از سایت‌های ساحلی و حذف واحدهای مرتبط با زنجیره بوتان و پروپان برای شهرستان لامرد، خبرهای بدی است که استان فارس را نسبت به عملکرد دولت ناامید می‌کند.

پاسخ دادن به این نگرانی مردم توسط مسئولین ذی‌ربط با این استدلال که ۶۰ درصد از واحد اتان گیری در کنار پالایشگاه پارسیان حفظ‌شده و فقط ۴۰ درصد از این مجموعه به عسلویه منتقل می‌شود، برای مردم فارس قانع‌کننده نیست. جدا کردن متان تولیدی به‌وسیله یک واحد تولیدی در کنار پالایشگاه پارسیان و تزریق متان جداشده به خط گاز شبکه سراسری و انتقال مخلوطی از مشتقات اتان، بوتان، پروپان و میعانات گازی به عسلویه و تفکیک این چهار فرآورده در عسلویه به‌وسیله یک واحد تولیدی دیگر، ضمن اینکه ‌بخشی از سرمایه‌گذاری‌های قابل انجام در اتان گیری پالایشگاه پارسیان را به عسلویه منتقل می‌کند، چهار فرآورده ذکرشده را از دسترس فارس خارج کرده و زمینه حداقل ۵ میلیارد دلار (۲۰ هزار میلیارد تومان) سرمایه‌گذاری جدید را از استان فارس سلب می‌کند.

این استدلال که اگر کل این مجموعه در کنار پالایشگاه پارسیان سرمایه‌گذاری شود تا زمان انجام سرمایه‌گذاری بر روی مشتقات و احداث واحدهای تولیدی ذی‌ربط، بجای احداث یک خط انتقال پیش‌بینی‌شده از مهر به عسلویه، ناچار به احداث ۴ خط انتقال هستیم، پاسخ قانع‌کننده‌ای نیست. اگر این استدلال برای سرمایه‌گذار هم توجیه اقتصادی داشته باشد، برای فارس خسارت محض است و چیزی از مسئولیت دولت نسبت به مردم فارس کم نمی‌کند. زمانی غلط بودن این استدلال و به دنبال آن این انتقال روشن می‌شود که با همین صرفه‌جویی چند ده میلیارد تومانی برای سرمایه‌گذار، فارس از یک سرمایه‌گذاری ۲۰ هزار میلیارد تومانی محروم می‌شود.

برخی از آقایان مدافع انتقال زنجیره نهایی واحد جداکننده این چهار فرآورده از کنار پالایشگاه پارسیان به عسلویه می‌گویند که اگر برای احداث واحدهای استفاده‌کننده از بوتان، پروپان و میعانات گازی در لامرد و مهر تقاضا وجود داشته باشد، این فراورده‌ها را به آن‌ها اختصاص تا با احداث خط لوله به داخل فارس منتقل نمایند. این استدلال ممکن است در ظاهر عده‌ای را قانع کند ولی دوستان دولتی و سرمایه‌گذار به‌خوبی می‌دانند وقتی‌که امکان تأمین زمین برای واحدهای استفاده‌کننده از این واحدها در ساحل باشد، هیچ صاحب سرمایه‌ای حاضر نمی‌شود تا علاوه بر هزینه‌های احداث واحد، متحمل پرداخت هزینه خط لوله انتقال از عسلویه به لامرد و یا مُهر شود. ما اطمینان داریم که اگر این انتقال واحد نهایی به عسلویه اجرایی شود، عملاً زنجیره‌های مرتبط با بوتان، پروپان و میعانت گازی را باید از دسترس فارس خارج‌شده تلقی کرد.

نکته دردآورتر از این موضوع، انتقال واحد تولید اتیلن فیروزآباد و واحدهای تولید پلی‌اتیلن فسا، جهرم، داراب و استهبان به استان‌های ساحلی به بهانه عدم امکان تأمین آب در استان فارس است. برای اینکه غلط بودن این استدلال روشن شود به این نکته اشاره می‌کنم که واحد فیروزآباد در سال ۱۰ میلیون مترمکعب و واحدهای ۴ شهرستان دیگر هرکدام ۳ میلیون مترمکعب نیاز آبی دارند و تأمین این مقدار آب برای فارس امکان‌پذیر است. ما هم اذعان داریم که تأمین این مقدار تأمین آب تصفیه‌شده از فاضلاب شهری در همه شهرها در دسترس است. علاوه بر این‌ها اگر آب در همه جای فارس در دسترس نباشد، تأمین این حجم آب در پایین‌دست سد سلمان فارسی و یا لامرد به‌راحتی امکان‌پذیر است. شاهد این مدعا حجم آب سد سلمان فارسی است. همه می‌دانیم که امسال از کل ظرفیت بالای یک میلیارد مترمکعبی سد سلمان فارسی، ۸۵۰ میلیون مترمکعب آن پرشده است و تأمین ۱۰ میلیون مترمکعب آب از این سد در همه سالها حتی در سالهای خشک‌سالی هم کار سختی نیست. علاوه بر این‌ها اگر ظرفیت سد سلمان فارسی را هم نادیده بگیریم، فاصله لامرد تا دریا کمتر از ۵۰ کیلومتر است و نه‌تنها تأمین این حجم از آب بلکه حجم‌های بالاتر از آن نیز در لامرد امکان‌پذیر است. انتخاب پیمانکار اجرای انتقال ۱۵ میلیون مترمکعب آب از دریا به لامرد در اردیبهشت سال جاری توسط وزارت نیرو دلالت بر امکان تأمین آب در لامرد دارد. درحالی‌که یکی از دلایل تأخیر انتقال آب از خلیج‌فارس به شهرستان‌های لامرد و مهر، عدم وجود تقاضای آب برای مصارف کلان و توجیه نداشتن انتقال آب در احجام کم است، غیرقابل‌توجیه بودن انتقال واحد اتیلن فیروزآباد و واحدهای پلی‌اتیلن از شهرستان‌های شرقی فارس به بهانه نداشتن آب، بیشتر روشن خواهد شد.

با این توضیح که ممکن است احداث واحد اتیلن در فیروزآباد با مشکل تأمین آب مواجه شود، ولی در لامرد و یا در پایین‌دست سد سلمان فارسی با مشکلی مواجه نخواهد شد، صحبت از انتقال این واحد از فارس به کنار ساحل بی‌اعتنایی به خواست مردم فارس است. برای مردم روشن است که انتقال واحد اتیلن از فارس به خارج از استان، انتقال واحدهای پلی‌اتیلن را نیز جدی‌تر می‌کند و به بهانه عدم امکان تأمین آب، استان را از یک ظرفیت مهم خود محروم می‌کند.

تأکید بر احداث واحدهای پتروشیمی در ۷ شهرستان فارس درگذشته اگر مدافعین را به حمایت و جانب‌داری از یک و یا چند شهرستان متهم می‌کرد، با استانی شدن عوارض ارزش‌افزوده، همه را از این اتهام مبرّی و یک اراده جمعی در کل استان برای پیگیری این طرح‌ها ایجاد می‌کند. با اصلاح انجام‌شده در نحوه توزیع عوارض ارزش‌افزوده در قانون برنامه ششم و استانی بودن درآمد و اشتغال حاصل از این واحدها، پیگیری استقرار هرکدام از این واحدها در فارس، نه مطالبه یک شهرستان، بلکه مطالبه کل استان است.

دولت، مسئولین ارشد و نمایندگان استان هم بدانند که غفلت از این اجحافی که در حق استان می‌شود، چیزی نیست که به‌راحتی از ذهن مردم پاک‌شده و یا به فراموشی سپرده شود. تلاش برای حفظ این سرمایه‌گذاری‌ها مطالبه تک‌تک مردم استان از دولت یازدهم است و غفلت از این مطالبه، خاطره بدی را از دولت، مدافعین و حتی ساکتین این موضوع برای مردم فارس تداعی می‌کند. متخصصین توسعه از ما خواهند پرسید که مگر فارس چقدر ظرفیت داشته که شما حاضر شده‌اید از بزرگ‌ترین ظرفیت خود که سرمایه‌گذاری در نفت، گاز و پتروشیمی است، صرف‌نظر نمایید؟ مطالبه آیندگان از ما این است که در شرایطی که مردم شمال و شرق کشور از مواهب نفت و گاز استخراجی از پارس جنوبی بهره‌مند شده‌اند، چرا شما در فارس نه‌تنها از این مواهب استفاده نکرده‌اید، بلکه ظرفیت‌های خود را به ساحل منتقل و مردم فارس را از آن محروم کرده‌اید؟

کلید واژه ها :

این خبر را به اشتراک بگذارید :